رایحه ی ظهور
مدعي گويد كه با يك گل نمي آيد بهار / من گلي دارم كه دنيا را گلستان مي كند
دوران غيبت صغري
پس از انتقال امامت به آن حضرت و خواندن نماز بر جنازه ي پدر بزرگوارش
در اثر تعقيب کردن محمد عباسي براي دستگير کردن وي، غيبت فرمود حتي بر
خواص هم رسماً ظاهر نميشد اما نائب خاص براي خود انتخاب فرمود تا مرجع
شيعيان باشد حوائج و سؤالات خود را به وسيله ي او به آن حضرت برسانند و
دريافت جواب کنند.
و خود گاه گاه مخفيانه بر نائب خاص ظاهر مي شد و دستورات خاصه ميداد
و سؤالات دوستان را توقيع مي فرمود و بسياري از اوقات بر نائب هم ظاهر
نمي شد و کتباً يا به وجه ديگر به وي القاء مي فرمود تا اينکه بر همين
منوال چار نائب هر يک پس از ديگري تعيين فرمود و بعد از آن غيبت صغري
مبدل به غيبت کبري گرديد و امر مراجعه ي شيعه محول به عموم فقهاي جامع
الشرائط شد و از اين جهت آن چهار نائب را نائب خاص گفتند زيرا که نيابت
ايشان به طور خصوصي يعني به نصب خاص و تعيين خاص آن حضرت بود، و فقهاي
عظام را نائب عام گفتند زيرا که نيابت ايشان را به طور کلي امضاء
فرموده چنانچه در توقيع اسحق بن يعقوب که بر دست نائب دوم فرمود:
و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة شيعتنا (حديثنا خ ل)
فانهم حجتي عليکم و انا حجة الله.
اما حادثه ها و اموري که بر شما رخ مي دهد در آنها مراجعه کنيد
به راويان احاديث ما زيرا که ايشان حجت منند بر شما و من حجت خدايم و
حضرت صادق عليه السلام فرمود:
و أما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهاه مطيعا
لأمر موالاه فللعو ام ان يقلدوه.
هر کس از فقهاء نفس خود را از معاصي و محرمات نگهداري کند و دين خود
را حفظ نمايد و مخالف هواي خود و فرمانبر مولاي خود باشد پس براي عوام
رواست که او را تقليد کنند.
غيبت صغري بر غيبت کبري دو امتياز دارد يکي آنکه مدت او کوتاه که
مجموعاً هفتاد سال تقريباً مي شود و مدت اين دراز و هنوز غير معلوم است
دوم آنکه در دوران غيبت صغري چون نائب خاص وجود داشت مراجعه ي مردم به
خود امام عليه السلام تا حدي سهل بود زيرا که اگر از فيض مشاهده ي
حضوري محروم بودند از فيض مراجعه ي کتبي به وسيله ي نائب خاص محروم
نبودند، حوائج و سوالات خود را از خود امام عليه السلام شخصا
ميتوانستند استعلام کنند و اين فيض نيز در غيبت کبري برداشته شد يعني
از هر دو فيض محروم گشتند پس اين غيبت از دو جهت کبري و بزرگتر است هم
از جهت طول مدت و هم از جهت دو محروميت.
نواب چهارگانه در زمان غیبت صغری
نائب اول
ابوعمرو عثمان بن سعيد العمري الاسدي براي سه امام نيابت کرده حضرت
امام علي النقي عليه السلام و حضرت امام حسن عسکري عليه السلام و حضرت
حجت عليه السلام. نيابت او براي حضرت حجت عليه السلام از سال 260 تا
سال 280 بود.
نائب دوم
پسر او محمد بن عثمان العمري بعد از وفات پدرش به نيابت حضرت انتخاب
شد از سال 280 تا سال 305، و او نيز از حضرت عسکري عليه السلام نيابت
کرده.
نائب سوم
ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي پس از وفات محمد بن عثمان به نيابت
منصوب از سال 305 تا سال 326.
نائب چهارم
ابوالحسن علي بن محمد سمري از سال 326 بعد از وفات حسين بن روح به
نيابت تعيين شد تا سال 329 که در نيمه ي شعبان وفات کرد.
دوره غيبت کبري
سومين بخش از زندگي امام زمان را دوران غيبت کبرا تشکيل مي دهد. پس از
آن که شيعه با مسأله غيبت امام عصر عليه السلام مأنوس شد و زمينه غيبت
دراز مدت فراهم گشت. ابتداي اين بخش از زندگي حضرت، با فوت آخرين
سفير از سفراي چهارگانه حضرت شروع شد و پايان آن را کسي جز پروردگار
آگاه نيست.
در اين قسمت از زندگي حضرت مهدي عليه السلام نيز، نکاتي است که به آن
اشاره مي کنيم: از آن جا که تجربه طولاني امامت در پيش روي بود و بيم
آن مي رفت که حضور عادي امام در ميان مردم، به شهادت وي بانجامد و در
نتيجه امامت و رهبري، که رمز تحرک و حيات شيعه است، در اهدافش ناکام
بماند، اين غيبت طولاني آغاز شد، تا امام زمان عليه السلام به عنوان
محور و مصدر اول باقي بماند و روزي به رهبري او، دين حق، جهان گستر و
فراگير گردد. به اين علت و علتهاي ديگري که در فلسفه غيبت نهفته است ،
حجت خدا در پشت پرده غيبت قرار گرفت و خورشيد گونه از پس ابرها، نور
افشاني خواهد کرد. ميلاد يوسف زهرا بر همه ي مسلمانان جهان مبارك باد يكي آرام مي آيد نگاهش خيس باران است قدمهايش پر از معنا دلش از جنس باران است اللهم عجل لوليك الفرج کسی میآید کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته دل دریایی ما را به دریا می برد روزی به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته به سر میآید این دوران تلخ انتظار آخر و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته اللهم عجل الولیک الفرج دوش وقت سحر ازغصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود وچه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند شبها ،بهانه های زمزمه مهیاست. کم آسیب دیده ایم، کم زخم های چاک چاک بر روحمان دهان گشوده؟ مجال "جوشن" پوشیدن است. کمینگاه فراوان است، تیرهای فتنه ازهر سو می بارد چرا جوشن نپوشیم و خودمان را آرامش نبخشیم. وقت زمزمه است. زمان نیایش و فصل استجابت است باید از خواب به نفع" بیداری" گذشت. چشم های بسته فرصت تماشا را می گیرند،خواب را به حرمت بیداران نادیده بگیریم ودیده را به جست وجوی خورشید،به جست وجوی ستاره ها از شب عبور دهیم ! همین شبهاست که مناجات علی با نخلها در نخلستانها خاموش می شود . همین شبهاست که پیش از طلوع آفتاب ،برق شمشیری آفتاب رابه خسوف می نشاند . همین شبهاست که کودکان یتیم شرنگ یتیمی را دیکر بار در کام میریزند. همین شبهاست که یتیم می شود وکهکشان کمر شکسته و نخل ها غریب و بی همنوا! شب قدر در دو قدمی ماست . شبی عزیزتر از هزار ماه خوب تراز هرچه "روز" است. شبی که قرآن بر سر سفره ما گذاشته می شود. شبی که آسمانیان مهمان زمین هستند. قرآن قدرفرشته می آید که زمین "تنگ " می شود شبی که خواندن سوره "قدر" را پاداش چنان است که گویی پیش چشم رسول خدا (ص) در خون خود غوطه می خورد . شبی که هرکه ادراکش کرد از همه شبهای درون خویش رسته است. رمضان را قدر بدانیم: ماه رمضان را قدربدانیم و گرنه "بی قدر" می مانیم و پس ازآن باز دهان بازی هستیم که زیستن را خوردن و بلعیدن می فهمد و حیات را عرصه ای برای بازی همین! اگراین ماه بگذرد و کاری نکنیم شیطان همه کارهایش را با ماخواهد کرد. بیایید لحظه های شریف این ماه را دریابیم. برای خوب شدن یک ماه کافی است کمی خود را بررسی کنیم اصلا نمی خواهد خوب شویم ، بدی هایمان را بشناسیم و برای رقم زدن تحولی بزرگ فکری بکنیم. یادمان باشد "راه" را تا پایان باید خوب در نوردید تا وسط راه آمدن و ماندن کم از راه نیفتادن نیست.خود را راه اندازی کنیم و جاده بزرگ رمضان راکه به آسمان می پیوندد خوب طی کنیم. فطر و رسیدن به فطرت بر آنان خجسته است که رمضان را تا پایان به سلامت رسیدند که رمضان ماه سلامت است ماه سلام، "سلام هی حتی مطلع الفجر". شاید بیش از هر چیز، بایسته ترین کار در این ماه ، دل را بهاری کردن است، بارانی از قران،جویباری از زمزمه و زمینی شخم زده با دستهای نیایش ودعا .ماه رمضان "ربیع القران"است . این فرصت قرانی را به تامل وتدبر در قران بگذرانیم. آیات رااز سر اندیشه و تدبر بخوانیم تا همه قفل ها گشوده شود و گنجینه های پنهان چهره نماید اگر قران خود نفرموده است :"افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها " آیا در قران تدبر نمی کنند مگر بر قلبهایش قفل نهاده اند. آنکه قران نمی خواند و در آیات ان درنگ نمی کند هزاران قفل بر اندیشه خویش خواهد زد و قران خوانان و قران اندیشان قفل شکن و قفل گشا هستند. راه یافتگان به عالم معنا آشنایان به قلمرو رمز ورازها وپنجره گشایانی که از هرچه ظلمت و دلمردگی است به روشنایی و تنفسی تازه راه یافته اند. اینک رمضان سفره خویش را فرا رویمان گشوده است با مائده ای ازنور معنویت ،تقوا و همه رمضان برای رسیدن به یک چیز است،تقوا"لعلکم تتقون" در این ماه دست خود را بگیریم و هم دست دیگران را. یادمان باشد رمضان ماه تعطیل کردن یا کاستن فعالیتها به بهانه روزه داشتن نیست ،ماه تکاپوهای افزونتری است . ماه خودسازی و دیگرسازی ماه زمینه سازی برای یازده ماه تلاش موفق و صادقانه ، ماه بنا کردن "زندگی دیگر" است بر ویرانه آنچه تصور می کردیم زندگی است وتنها چیزی که نبود زندگی بود. یازده ماه خوردن آزاد ،گفتن آزاد،دیدن آزاد، شبی پیش ما نهاده بود که به جهنم ختم می شد اینک کمی دهان بستن ، مراقبت دقیق درگفتن،دیدن،شنیدن،رفتن و عمل کردن مارا به پالایش جدی واساسی می رساند و این همان تقواست. تقوا خویشتن داری است خود را در دژی استوار قراردادن است واز تیررس شیطان دور نگه داشتن است. خدایا تقوایمان عنایت کن وبه روشنی وزلال اخلاصمان برسان ودر این ماه توفیق عبادت وتلاوت قران،پاکی وتهذیب ، خدمت صادقانه وعاشقانه مرحمت فرما ومارا آنچنان کن که در پایان ماه به فطر برسیم وعید تحول روح واندیشه را جشن بگیریم. بر گرفته از: (مجله تربیت) چقدر خاطره انگيز و شاد و رويايي است به ناگهانيِ يک لحظه عبور سپيد کسي که آمدني بود و هست، مي آيد نشسته ايم به راهي که از بهشت اميد به شوق زنده شدن، عاشقانه مي ميرم همان حکايت خضر است و چشمه ظلمات شبت هميشه شب قدر باد و، روزت خوش میلاد مولود کعبه مبارک باد مکه بالد که علی بت شکن شهر من است کعبه نازد که علی علت بنیاد من است بر جهان یاد کند ۱۳ ماه رجب زینکه میلاد علی روز فروزان من است از انتظار خسته ام و يا دلم گرفته است؟ نگاه سرد پنجره به کوچه خيره مانده بود گذشتم از هزاره ها در امتداد دوري ات به چشم خود نديده ام شکوه چهره ي تو را جمعه یعنى یک غزل دلواپسى***جمعه یعنى گریه هاى بى کسى جمعه یعنى روح سبز انتظار***جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراریهاى آب***جمعه یعنى انتظار آفتاب جمعه یعنى ندبه اى در هجر دوست***جمعه خود ندبه گر دیدار اوست جمعه یعنى لاله ها دلخون شوند***از غم او بیدها مجنون شوند جمعه یعنى یک کویر بى قرار***از عطش سرخ و دلش در انتظار انتظار قطره اى باران عشق***تا فرو شوید غم هجران عشق جمعه یعنى بغض بى رنگ غزل***هق هق بارانى چنگ غزل زخمه اى از جنس غم بر تار دل***تا فرو شوید غم هجران دل جمعه یعنى روح سبز انتظار***جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراریهاى آب***جمعه یعنى انتظار آفتاب لحظه لحظه بوى ظهور مى آید***عطر ناب گل حضور مى آید سبز مردى از قبیله عشق***ساده و سبز و صبور مى آید رونوشت از سایت جمکران ( نظر تو پست قبلی یادتون نره) از تو می نویسم ای مسافر دل جهان شعله شعله آتشی به پاست در درون من تند و پر شتاب هر چه می رود جلو زمان از خودم سوال می کنم همیشه از زمین تا شما چقدر فاصله است چند کهکشان؟! تا شما که مویمان سپید شد به راهتان تا شما که فرش راهتان شده است آسمان روزهای هفته کارمان شده است انتظار عصر های جمعه بغض گریه های بی امان جمعه هم گذشت و تو نیامدی ومن هنوز از تو می نویسم ای تمام هستی جهان سلامی به زلال عشق و به سر سبزی محبت به ساحت پاک ونورانی تو ای ذخیره ی پروردگار، ای بهار دل ها ای امید آفرین قرن های خزان ، ای احیاگر شریعت وقرآن سلام بر تو ، ای تک سوار عصر ظهور ، ای مهدی فاطمه با یاد تو لحظه هایمان شیرین می شود وجام جانمان از شراب انس ،سرمست. بهار را تو می رویانی و غم ها را تو می زدایی تو ای عزیز زهرا ، ای گل نرگس، پناه شیعه ای، در این عصر بی پناهی تو ای همنام پیامبر، مسیهای این امتی در این عصرقیصری و رو ز گار فرعونی آن گاه که بیایی قسط و عدل سایه گستر گیتی شود وظلم وجود نماند. در روزگار بلند غیبت و پنهانی ات ، همواره غم عشقت را در سینه داریم و حسرت دیدارجمالت و فیض حضور وصالت را در دل.
میترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتاب رخت بعد غروبم به در آید می ترسم از آن دم که بیایی و نباشم جان از بدنم رفته و عمرم به سر آید می خوانمت ای یار ز صبح ازلی آه از دل خونم ز غم هجر برآید در راه تو من منتظرم تا که بیایی از گل وصل رخت بهر دلم کی ثمر آید بر دامن تو رشته دل را چو ببستم کی مهر رخت از پس پرده به در آید جز هجر تو اندر دل من هیچ غمی نیست کی می شود از سینه غم هجر برآید هر سو نگرم از تو و از وصل بگویند کی می شود این فصل فراق تو سرآید از باغ غمت لاله چو بسیار بچیدیم کی می شود اندر دل ما لاله وصل تو برآید اللهم عجل لولیک الفرج هفته ی دفاع مقدس گرامی باد پلاک۱:آسمان با هر چه چشم . با هر چه شوق. با هر چه عشق پیش تو می آیم. تا از تو بشنوم معنای بی زوالی پرواز واری ات این سال ها به آب وآتش زدم که باز. ردی بیابم از تو و یادگاریت. ای کاش! آن دست ها که گرمی هر آشیانه بود اکنون (به جستجوی دلم پاسخی دهند. اما چه حیف! بر خاک-هر چه خیره شدم نقش پا نبود شاید در آسمان...... 












اگر چه روز من و روزگار مي گذرد
دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد
قطار عمر که در انتظار مي گذرد
خيال مي کنم آن تک سوار مي گذرد
بدين اميد، زمستان، بهار، مي گذرد
نسيم رحمت پروردگار مي گذرد
دو باره زيستنم زين قرار مي گذرد
شبي که از بَرِ شب زنده دار مي گذرد
که با تو روز من و روزگار مي گذرد
اللهم عجل لولیک الفرج

تو مدتي است رفته اي , بيا دلم گرفته است
گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است
به ذهن من نمي رسد کجا دلم گرفته است
شبي بيا به خواب من , بيا دلم گرفته است

گل با صفاست اما بی تو صفا ندارد
گر بر رخت بخندد در باغ جا ندارد
پیش تو ماه باید رخ بر زمین بساید
بی پرده گر برآید شرم و حیا ندارد
ای وصل تو شکیبم ای چشم تو طبیبم
باز آ که درد هجران بی تو دوا ندارد
گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت
تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد
هر کس تو را ندارد از بی کسی چه دارد
از بی کسی چه دارد هر کس تو را ندارد![]()

| Design By : Pichak |



